X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1388

رج پونزهم

 

هیچ کس نمیداند امروز چطور این همه ظرف نشسته را شستم..هیچ کس! 

خوابیده بودم روی زمین،به تو فکر نمیکردم اما به ظرفهایی که سه روز بود نشسته بودم چرا! گریه ام میگرفت از فکر شستن شان..تا اینکه تو آمدی توی ذهنم..فکر کردم به این که شاید شاید شاید تو تا یک ساعت دیگر برگردی..